اين مجموعه‌، كه به شماره‌ٴ 1993 در كتاب‌خانه‌ٴ واتيكان قرار دارد، حاوي 27 ورق پوست در اندازه‌هاي مختلف از 70 تا 97 سانتيمتر طول و 50 (يا كم‌تر) تا 27 سانتي‌متر عرض است‌. در همه‌ٴ اين برگ‌ها، جز دو تا، از هر دو رو استفاده شده است‌؛ بنابراين 52 صفحه پوشيده از نقاشي‌، نقشه و يادداشت است‌. همه‌ٴ اين‌ها مقدم بر فوريه‌ٴ 1335 است‌؛ برگ 20 (يك حسب حال‌ مصور، 1296 ـ 1336) تاريخ 3 ژوئن 1336 را دارد؛ اكثر نقاشي‌هاي ديگر مقارن سال 1336 انجام گرفته‌. بنابراين‌، تاريخ آلبوم (1335 ـ 1336) با چند اضافه‌ٴ بعدي است‌.
بيشتر ترسيم‌ها نقشه‌هاي جغرافيايي‌اند و تقريباً در همه‌شان (و نه تنها نقشه‌ها) جهات اصلي‌ مشخص شده و به سبك سده‌هاي ميانه (شرق در بالا) است‌. به جهات قطب‌نما، معاني‌ جغرافيايي و هم‌چنين اخلاقي داده شده است‌: شرق منشأ نور؛ شمال سرزمين گناه‌؛ و غيره‌. برخي از نقشه‌هايش به‌صورت چشم‌گيري دقيق و درست است‌، مانند سه نقشه‌ٴ مربوط به شمال‌ ايتاليا. شكل و محتواي جغرافيايي اين نقشه‌ها با بهترين آثارنقشه‌نگاري آن عصر قابل قياس‌ است‌، ولي داراي ماهيت بسيار متفاوتي است‌، يعني بيشتر جنبه‌ٴ عقلي دارند تا عملي‌، و تركيبي‌ هستند تا تحليلي‌. توجه اصلي اُپيسينوس به الاهيات است‌؛ او تلاش مي‌كند حقايق رمزي پنهان‌ در پس واقعيات جغرافيايي را آشكار سازد و به مقايسه‌هاي رمزي بسياري مي‌پردازد (مانند تشبيه اروپا به مرد، آفريقا به زن‌). در مورد مديترانه مي‌گويد: ((اين دريا گناه‌كار نيست‌، بلكه مظهر گناهان است‌، هم‌چنان كه خشكي گناهي ندارد، بلكه مظهر گناهان است‌.)) به هر چيزي يك تفسير عميق رمزي داده شده است‌. از اين رو، گرچه نقشه‌هاي او را از لحاظ صورت مي‌توان بانقشه‌هاي‌ دريايي يا مكان‌شناسي معاصرش قياس كرد، در ذات به نقشه‌هاي جهان قديم‌تر، به نقشه‌هاي‌ بئاتوس و به نقشه‌هاي چرخي شبيه است‌. گرايش‌هاي اخلاقي او هميشه جلب نظر مي‌كند واز اين لحاظ مي‌توان آنها را نقشه‌هاي اخلاقي ناميد.
بسياري از جدول‌ها با حاشيه‌هاي تقويمي تزيين شده‌اند (حروف 52a, b, c, d, e, f , g  مرتبه تكرار شده‌، به‌علاوه‌ٴ a)، كه احتمالاً تقليدي ازنقشه‌هاي دريايي معاصر، مثلاً نقشه‌هاي‌ پي‌يترو ويسكونته‌، بوده است‌. ويژگي‌هاي تقويمي ديگري هم ديده مي‌شود كه اغلب به همان‌ اندازه‌ٴ ماهرانه بودنش بي‌فايده‌اند.
علاوه بر آن‌، در تركيبات پيچيده‌اي از جدول‌ها، به‌صورت صليب يا ساير شكل‌هاي نمادي‌، اقسام مشابهت‌ها را به‌كار برده كه چيزي مگر بسط شخصي يكي از ويژگي‌هاي تفكر قرون‌ وسطايي در شرق و غرب نبود.
اين جدول‌ها طبعاً حاوي اشارات زيادي به‌بروج است كه براي آنها هم نام‌هايي استعاري ساخته بود.
عجيب‌ترين جدول‌ها، جدول شماره‌ٴ 20 است كه سند منحصر به‌فردي در ادبيات سده‌هاي‌ ميانه است‌: شرح حال خود نوشت اُپيسينوس به‌صورت طرحواره‌اي به گرد دايره‌اي كه مسيح و